تبليغاتX
میراث برزخ
گزیده هایی از کتاب " ظهور اهریمن" The Advent of Ahriman

 نوشته Robert S.Mason

" توضیحی بر نیروهای قدرتمند در پشت پرده مشکلات اقتصادی و سیاسی دنیا"

------------------------------------------------------------------------------------------

بخشی که برای ترجمه انتخاب کرده ام در مورد تفاوت روح و اسپیریت, موجودات روحی و تکامل دنیوی است.ترجمه این مقاله فقط به منظور گشودن پنجره ها و مفاهیم جدید در ذهن خواننده است. شخص من با تمام مفاهیم گفته شده موافق نیستم و شخصا به تعالیم تئوصوفی اعتقاد ندارم. ولی اعتقاد نداشتن به چیزی دلیل بر ندانستن و نخواندن آن نمی شود.

 همانطور که می دانید لغت سل Soul به معنی روح است و لغت اسپیریت Spirit نیز به معنی روح است. در برخی متون بسته به محتوای کتاب, لغت اسپیریت می تواند معادلی برای جن ( یا موجودات نامرئی ارگانیکی یا آلی ) نیز باشد. مثلا در کتب باستانی مثل تورات یا کتب مربوط به علوم احضار و تسخیر, لغت اسپیریت بدون تردید مترادف جن یا دیمن Demon است. اما خارج از این معنا کلمه اسپیریت در خصوص انسان و روح او نیز کاربرد دارد و در علومی مانند جادو و کیمیا, اسپیریت بخشی از روح انسان قلمداد می شود که قدرتهای ماورایی را در خود جای داده است. بعد می رسیم به معنای اسپیریچوآلیتی Spirituality که می تواند" روحی " ترجمه شود اما حق معنا با این لغت ادا نمی شود یعنی معنای این کلمه بسیار گسترده تر از کلمه "روحی" است. گاهی می توان آن را معادل" عرفانی" و گاهی معادل"روحانی" و گاهی به صورت " امور معنوی" ترجمه کرد. یعنی آنچه که خارج از بدن و عالم مادی رخ می دهد.

عالم مادی و معنوی چیست؟

در خصوص عالم مادی هم  باید توضیحی بدهم. از دید یک انسان سه بعدی روی سیاره زمین عالم مادی شامل هر چیزی که قابل دیدن و لمس کردن است می باشد. این بدان معنا نیست که هر چه ما نمی توانیم ببینیم یا لمس کنیم غیر مادی است. بلکه هر چیزی که وجود دارد قاعدتا از ماده ساخته شده  و اگر چیزی غیر مادی باشد وجود هم ندارد.

این چگالی و کیفیت ماده است که از بعدی به بعد دیگر تغییر می کند و بر چشم ما نامرئی جلوه می کند. بنابراین یک موجود آسمانی مثل فرشته هم قاعدتا بدنی مثل ما از گوشت و خون دارد نه اینکه از بخار یا دود باشد اما به دلیل تفاوت چگالی بدنش در بعد ما می تواند پرواز کند و به چشم ما دیده نشود. مثل اینکه نفت و روغن و آب را با هم قاطی کنیم و هر ماده بر حسب چگالی اش در طبقه ای قرار می گیرد که از دیگری بالاتر یا پایین تر است.

 عنصر آهن در دنیای سه بعدی برای ما به شکل تیرآهن جلوه می کند. چون ما که خود اتمهای آهن را نمی توانیم ببینیم و لمس کنیم. این عنصر آهن در دنیای ۴ بعدی و ۱۲ بعدی هم وجود دارد. اما با فرکانس بالاتری وجود دارد که در چشم ما نامرئی است اما از چشم کسی که در بعد ۵ زندگی کند مرئی است. ما باید مفهوم مادی و غیر مادی را از ذهن خود بیرون کنیم و بپذیریم که آنچه غیر مادی است فقط با چشم ما دیده نمی شود اما به این منظور نیست که وزن و رنگ و حجم ندارد.

این عالم نامرئی را که به آسانی نمی توان دید عالم معنوی می گوییم. عالم معنوی دارای همان خواص عالم مادی است اما با چگالی متفاوت.

جن و اسپیریت :

جن در لغت عربی به معنی " نامرئی" است. در فارسی وقتی می گوییم جن یا احساس وحشت به مردم دست می دهد یا تصورات غلطی از موجوداتی ابتدایی و حیوانی در ذهنشان وارد می شود. در نوشته های قبلی هم تاکید کرده ام که قلمرو جنیان فقط سیاره زمین نیست بلکه سراسر کائنات است و معنای جن از آنچه در قرآن آمده بسیار وسیع تر است. جن معادل واژه روح یا اسپیریت نیز می باشد. چرا که روح نیز در چشم ما نامرئی است. از این جهت  واژه جن و روح در کنار هم استفاده شده اند.

------------------------------------------------------------------------------------------

از آنجا که این مبحث به مسائل معنوی می پردازد لازم است که مفهوم اسپیریت و روح و جسم را روشن کنم. بر طبق نظریه "استاینر" در کتاب Theosophy جسم در حالت فیزیکی خود در دنیای خارجی واقع شده یعنی دنیایی که مردم آن را می بینند. و روح در عالم درونی واقع شده یعنی دنیای احساسات و عواطف انسان یا حیوان است. ( تئوسوفی/ تئوصوفی = به معنای اصول و مبانی فلسفه دین و متافیزیک است. اعتقاد آن بر این است که ادیان توسط موجودات عوالم دیگر ساخته و به دنیای ما القا شده اند تا سبب رشد و تکامل روحی بشر شوند.)

این احساسها و عواطف از دید دنیای خارجی مثل سبز بودن علف و  درد و شادی همه در روح اتفاق می افتند.

همچنین موجودات عالم درونی همه از طریق روح و با اراده خود عمل می کنند اگرچه که اراده همیشه هم آگاهانه نیست. می توان گفت که دنیای مادی بر اساس روح و از طریق احساسات عمل می کند. روح در عواطف خودش است و آنها را در دنیا پیاده می کند.

علاوه بر حیات در عالم درونی روح - انسان می تواند در عالم افکار هم زندگی کند. از طریق تفکر است که ما با چیزهای موجود در دنیا ارتباط برقرار می کنیم.

منظور از اسپیریت  عصاره ی افکار است. بر خلاف نظر عموم, تفکر یک امر فاعلی نیست بلکه مفعولی است یعنی به کل دنیا تعلق دارد و در دسترس همگان است.

همانطور که دنیای مادی با روح در ارتباط است با اسپیریت هم ارتباط دارد. ما می توانیم افکار را با اراده خود بیدار کنیم و این افکار به ما احساسات خواهند داد.

دلیل اینکه همه افکار را فاعلی فرض می کنند این است که احساسات را فاعلی می دانند و احساسات هم در تماس با افکار هستند.  علاوه بر آن بیشتر چیزهایی را که ما تفکر می پنداریم اصلا تفکر نیستند بلکه افکار کاذب نیمه آگاهانه هستند.

( در دنیای امروز همه تصور می کنند که تفکر زاییده تجربیات خودشان است و به طور خودکار صورت می گیرد. اما در حقیقت تفکر اصلی جهانی است مثل قوانینی که در ریاضیات داریم.)

بنابراین از طریق تفکر ما خودمان را به مفهوم تجربی اسپیریت وصل می کنیم. اگرچه ما خیلی به ندرت تفکرات خود را تجربه می کنیم اما تفکر می تواند تشدید شود تا جایی که به آگاهی برسد و بر اثر این آگاهی ما می توانیم دید دیگری نسبت به دنیا و موجودات دیگر و روح داشته باشیم. در واقع پایه ای برای علوم عرفانی است.

 

موجودات اثیری و تکامل زمینی

 

در ادامه ارتباطاط این علوم روحانی مایلم اظهار کنم که موجودات اثیری به نام فرشته (انجل) که( در چشم ما) نامرئی هستند  خودشان را در امور زمینی وارد می کنند.

همچنین اظهار می کنم که موجودات اثیری دیگری بالاتر از فرشتگان نیز وجود دارد که بسیار پیشرفته تر از آنها هستند که به نام فرشتگان مقرب ( آرک انجل) در خداشناسی و فرشته شناسی معروفند.

تحقیقات جدید توسط استاینر و دانش باستانی ( از دیونسیوس شاگرد سنت پال) صحبت از حداقل ۹ گروه موجودات فرشته و فوق فرشته ای می کند که در یک نظام طبقاتی واقع شده اند و به آنها "خدایان" نیز می گویند.

نام برخی از این موجودات به ترتیب مقامشان عبارت است از:

۹- فرشتگان یا ( انجلز - پسران شفق- پسران حیات) همه انسانها فرشتگان شخصی دارند که به آن فرشته نگهبان و محافظ گفته می شود و بدن اثیری را حمل می کنند.

۸-فرشتگان مقرب یا( آرک انجلز - ارواح آتش)

۷-باستانیان یا (آرکای- موجودات اولیه و باستانی- ارواح زمان)

۶-اولیاء ( قدرتمندان- ارواح اشکال - جنیان متنفذ) الوهیم و یهوه از این دسته هستند.

۵- محرکان ( جنیان حرکت و حقیقت)

۴-خدایان نامیرا ( ارواح دانش و قلمرو)

۳- اورنگیان (سریریان- حنیان اراده)

۲-کروبیان ( جنیان هماهنگی)

۱- سرافینیان ( اسرافیلیان - ارواح عشق)

اگرچه حکمت دیونسیوسی مدتهاست مرتد تلقی شده است اما وجود این نظام فرشتگان در خود تورات نیز آمده است. فرشتگان در بسیاری از بخشهای آن آمده اند:

- فرشتگان مقرب در ـ یهودا آیه ۹ - تسالونیان بخش ۴ آیه ۱۶

-اورنگیان در- رومیان بخش ۸ آیه ۳۸. کولوسیان بخش ۱ آیه ۱۶ و بخش ۲ آیه ۱۵. افه سیان بخش ۱ آیه ۲۱ و  بخش ۳ آیه ۱۰

-کروبیان در- آفرینش بخش ۳ آیه ۲۴ و سفر خروج بخش ۱۲ آیه ۱۸ الی ۲۰ . سفره سیان اعداد بخش ۷ آیه ۸۹ . حزقیال بخش ۹ آیه ۳ .  سرودها بخش ۱۸ آیه ۱۰

-سرافینیان در-  اشعیا بخش ۶ آیه ۲۱

این ارواح نامبرده هیچ کدام پاک و مقدس نیستند. بسیاری از آنها در بسیاری از موقعیتها رفتارهای  نادرست می کنند. اهریمن ( شاهزاده گناهکار این دنیا) یکی از جنیان مرتد شده از گروه اولیاء است که به عنوان فرشته مقرب و بر خلاف خوبیها و نظم کار می کند.

از آنجا که اهریمن از ارواح مخالف است ما برای فهمیدن طبیعت او باید بفهمیم که او مخالف چیست؟ نقشه خدا برای زمینیان و پیشرفت انسانها.

اما جریان به این سادگی هم نیست که یک طرف خدا باشد و طرف دیگر اهریمن.

برای فهمیدن جریانات این دنیا باید وجود و نفوذ و دخالت ۳ گروه از این موجودات اثیری را در فرایند تکامل انسان و کائنات بپذیریم.

( باید این قضیه را روشن کنم که تکامل روی زمین بسیار متفاوت از آن تکامل تصادفی و بی معنایی است که داروینیان و سایر نظریه پردازان تکامل گفته اند. منظور از تکامل یک جریان کاملا هدفدار و جهتدار و برنامه ریزی شده و هدایت شده توسط این موجودات اثیری است.)

خدایان ساده ( معمولی) جریان تکامل دنیا و انسان را خلق می کنند و پرورش می دهند برای اینکه این امکان را برای انسان فراهم کنند تا او به درجه الوهیت ( ارواح آزادی و عشق) که در گروه ۱۰ واقع است برسد. (در تکامل کنونی انسان باید از دوره های مختلف زندگی های زمینی و اثیری عبور کند: تولد - مرگ - تولددوباره) ( دلیل اینکه باید از این مراحل عبور کند آن است که انسان ناقص خلق شده است و دارای روح کاملی نیست. چرا که خالقانش خود مخلوقانی بوده اند که فاقد قدرت لازم برای ایجاد انسانی کامل بوده اند.)

همانطور که از نام آن پیداست " آزادی" اساسی ترین اصل برای رسیدن به این هدف است ( منظور آزادی سیاسی نیست بلکه آزادی روحی است) یعنی که انسان باید استقلال داشته باشد و به عنوان یک موجود یگانه و آگاهانه تصمیم بگیرد.

در دانش رموز و اسرار توسط استاینر این مسئله توضیح داده شده که تکامل در طول ۷ عصر عظیم جهانی صورت می گیرد که ما هم اکنون در عصر چهارم هستیم به نام " عصر زمین".

۳ عصر قبلی به ترتیب " زحل" - "خورشید" و " ماه" بوده اند. اینها عصرهای گذشته کائنات هستند و ارتباطی با نام سیارات هفتگانه منظومه شمسی ندارند. ۳ عصر آینده نیز " مشتری" - " زهره " و " ولکان" هستند. عصر زمین به تنهایی شامل هفت عصر کوچکتر می شود که ما هم اکنون در عصر پنجم آن قرار داریم . این پنچ عصر گذشته عبارتند از: " پولاریان" - " هایپربوریان" - " لموریان" " آتلانتیان" و " پس از آتلانتیان". مرحله پس از آتلانتیس به نوبه خود شامل هفت عصر دیگر است که ما باز در عصر پنجم آن قرار داریم.

چهار عصر گذشته " هندی" -" پارسی" -" کلده-مصری" و " روم-یونانی" هستند که تاریخ ثبت شده از زمان تمدن کلده-مصری آغاز می شود و آنچه امروز به نام فرهنگ پارسی شناخته شده در اصل توسط کلده و مصر نوشته شده است.

این به آن معنا نیست که در سایر نقاط زمین هیچ اتفاق مهمی نیفتاده اما مراکز اصلی و نبض تکاملی در این نواحی واقع شده بوده است.

هر عصر حدودا ۲۱۶۰ سال طول می کشد و مبدا تاریخ عصر پس از آتلانتیس در ۱۴۱۳ بعد از میلاد آغاز شده است. تمام پیشرفتهای آینده از قبل آماده شده اند و به مرور اتفاق می افتند.

نکته: این تخمین ها به شکل احمقانه ای ساده شده اند تا به عنوان راهنمای کوچکی برای هضم این مقاله مورد استفاده قرار بگیرند.

 

علاوه بر خدایان - یک دسته از موجودات اثیری غیر عادی به نام " لوسیفریان" نیز روی تکامل حیات زمینی تاثیر می گذارند. این موجودات لوسیفری بر خلاف نقشه خدایان برای تکامل فعالیت می کنند. موجودات لوسیفری سعی می کنند بشریت را از جهت تکامل عادی زمینی به سوی جهان غیر عادی و عرفانی خود بکشند ( نور جهانی).

آنها در روح انسان غرور و خودپسندی و بی توجهی به سایر انسانها- توهمات و مفعولیت را وارد می کنند.

از دید انسانها آنها اتحاد - خیالات و تصورات ماورای طبیعی را الهام می کنند. زبانهای بشری و افکار بشری اصلیت لوسیفری دارند و از لوسیفر (شیطان در تورات لوسیفر فلمداد شده است) الهام شده اند. همچنین است ضمیر آگاه انسانی و حس استقلال و سرکشی بر علیه خدایان و نظم جهانی.

همچنین بیمار شدن و عدم مصونیت نسبت به بیماریها از اثرات لوسیفر است. لوسیفر Lucifer موجودی اثیری و والا مقام و رهبر همه موجودات لوسیفری است.

خود لوسیفر در ۳۰۰۰ قبل از میلاد در ناحیه ای در چین در بدنی انسانی متولد شده است که این اتفاق انقلاب بزرگی در آگاهی انسان ایجاد کرد. قبل از آن انسانها نمی توانستند از هوش و مغز خود استفاده کنند و بر پایه غریزه زندگی می کردند.

لوسیفر اولین کسی بود که با هوش خود معنای اسرار خدایان را فهمید قبل از آنکه به توسط خدایان به بشر وحی شود. و اثر این تولد بود که ادیان غیر الهی ( پاگان) و بت پرستانه را آغاز کرد.

نباید تصور شود که این دانش از اصل و ریشه فاسد و غلط است بلکه خوبی یا بدی این دانش بستگی به کسی دارد که آن را فرا می گیرد و برای چه مقصودی استفاده می کند.

فرهنگهای پاگانیست از این دانش استفاده کردند تا وارد عوالم لوسیفری شوند و اثر آن را برای بشر از بد به خوب تغییر دهند. توسط نفوذ لوسیفر است که انسان توانسته از مرحله کودکی بالا بیاید.

سومین گروه از موجودات اثیری که روی انسان و تکامل بشر اثر می گذارند موجودات اهریمنی هستند. هدف اهریمن و همراهانش این است که جلوی پیشرفت زمین را بگیرند تا از عصر چهارم به عصرهای بالاتر نرود( منظور پیشرفت تکنولوژی نیست بلکه پیشرفت روحی است) و می خواهند انسان را تبدیل به یک موجود کاملا زمینی - بی تمدن و اسیر و جدا افتاده از همه خدایان و کائنات کنند.

اهریمن بر دروغ زندگی می کند و او پدر دروغهاست. حرکن اهریمنی مادی کردن و تاریک کردن است. کشتن هر چیز زنده. این حرکت به نوبه خود و در حد متعادل پلید نیست چرا که دنیا به ماده نیاز دارد و ماده برای نقشه خدایان و تکامل بشر لازم است. اما این نیرو وقتی پلید می شود که از حد معقول تجاوز کند. اهریمن همواره تلاش می کند از حد خارج شود و توهمات و دروغها را ایجاد می کند.

ادامه دارد...

 

 http://www.bibliotecapleyades.net/biblianazar/ahriman01.htm#Spirit%20and%20Soul

 

 

نوشته شده توسط خودم در یکشنبه هفدهم آبان 1388 ساعت 9:22 | لینک ثابت |
مصاحبه پائولا هریس با آلکس کولیر به تاریخ ۲۸ جولای ۲۰۰۰

 

هریس: اطلاعاتی که  به شما رسیده از طریق چانلینگ بوده؟ ( Channelling اصطلاحی است به معنی رسیدن پیامها از طریق کانال ارتباطی بین یک روح آگاه و یک فرد مدیوم)

آلکس: نه. من به ۹۵ درصد از این پیامهای چانل شده شک دارم.

هریس: پس چطور فهمیدید؟ از بچگی؟

آلکس: همه اش در این کتاب نوشته شده ( دفاع از خاک مقدس). از ۸ سالگی شروع شد وقتی در یک پیک نیک خانوادگی در میشیگان بودم و یادم هست که روی علفهای بلندی دراز کشیده بودم و چیز بعدی که به خاطر دارم این است که چشمهایم را بستم و انتظار داشتم کسی مرا پیدا کند وبعد ناگهان دیدم که روی تختی دراز کشیده ام و دو مرد بالای سرم ایستاده اند. یکی از آنها کوتاه قد بود و خیلی پیر به نظر می رسید با پوست خیلی رنگ پریده و در سمت دیگر مرد قد بلندی بود با جثه درشت. هیچ کدام مو نداشتند و به ظاهر بسیار شبیه انسان بودند حتی با وجود اینکه آبی بودند. به دلیل فرکانس سیاره شان که آبی است. بلند قده مورانی نام داشت. البته این نام واقعی اش نیست چون اینها یک نژاد تله پاتیک هستند و از سمبلها و اشکال استفاده می کنند. من آنها را می شناختم. توضیحش سخت است که از کجا می شناختم. ما بیشتر از آن چیزی هستیم که فکر می کنیم.

 حرفهایشان را می فهیدید؟

 اوه بله! اونها یک برنامه کار گذاشته بودند. یک پیام برای اینکه به من بفهمانند من کی هستم. چیزی روی سرم گذاشتند که شبیه یک کلاه بود اما یک سوراخ در وسط داشت که قالب سر من بود و ساختارش فلزی بود. مورانی سرش را روی یک چیزی که روی میز بود حرکت داد و ناگهان چندین مونیتور روی دیوار ظاهر شدند. در حالیکه هیچ چیز قبلا انجا نبود. ناگهان موجود شدند و بعد چند لحظه بعد ناپدید شدند. یکی از مونیتورها ضربان قلب مرا نشان می داد. مثل خواندن فکر بود و هر چه من فکر می کردم به صورت تصاویر نشان داده می شد. خیلی تحت فشار بودم!

 واقعا؟

 بلافاصله شروع کرد به نشان دادن این تصاویر مثل فیلم و من به طور غریزی فهمیدم که اینها زندگیهای قبلی من بود. آنها می خواستند به من بفهمانند که من که بودم و چه رابطه ای با آنها داشتم و هر چیزی که آنها نشانم می دادند در اصل درون مغز خودم بود. این اطلاعات در بخشی از مغز هستند که ما مدتهاست به آن دسترسی نداریم بخاطر دستکاری ژنتیکی که روی ما شده است.

 این سوال را بخاطر تحقیقات خودم می پرسم. هیچ کدام از اینها که می گویید    Phychotronic interference  نیست درسته؟ ( سایکو ترونیک اینتر فیه رنس یا دستکاری روانی الکتریکی اصطلاح بسیار نایابی در علوم مخفی است که در این جریان از طریق امواج مصنوعی که به مغز انسان می فرستند تصاویر و افکاری را واقعی نشان می دهند که در اصل وجود ندارند. مکانیسم آن پیچیده است ولی به طور خلاصه ایجاد تصاویر مغزی به طور مصنوعی و با استفاده از امواج خاصی است که طبق تحقیقات انجام شده بسیاری از دولتها از این مکانیسم برای تاثیر گذاری روی مردم استفاده می کنند. استفاده از آن توسط دولت آمریکا ثابت شده است که شاید بعدها به آن بپردازیم. در اینجا هریس می خواهد تاکید کند که آنچه آلکس کولیر مدعی شده است حاصل دخالت امواج مصنوعی نیست و واقعا اتفاق افتاده است.)

 من روی عرشه سفینه بوده ام.

 پس این را به شما نشان دادند و بعد شما چه کردید؟

 در اصل داشتند به من در مورد خودم تعالیمی می دادند.

 خب پس شما اهل آندرومدا هستید؟ این چیزی است که به شما گفته اند؟

درسته. روح من اهل آندرومدا است.

روح شما هم در اینجا متولد نشده. روح هیچ کس اینحا روی زمین متولد نشده است. همه ما در قالبهای فیزیکی به این دنیا وارد شده ایم. ما به اینجا برگشته ایم چون انتخاب خودمان بوده یا اینکه در جریان یک جنگ کشته شده بودیم. هزاران هزار جنگ در اینجا داشته اند. من وقتی این حرفها را به مادرم زدم خیلی خیلی وحشت کرد.

 مطمئنا.

 بخاطر رابطه خویشاوندی من با آنها و مدت زمانی که با آنها سپری کردم قادر بودم افکارشان را بشنوم. گاهی به آنها نگاه می کردم و فریاد می زدم " از من دور شو..از مغز من برو بیرون" چون افکارشان را می شنیدم.

  الان هم اینکار را می کنید

 بعضی وقتها

 خب. آیا برخوردهای دیگری هم داشتید؟

 اوه بله. برخوردهای زیادی داشتم. آنها به خانه ما می آمدند و در شب مرا از تختم بلند می کردند.

 بحثهای زیادی روی این مسئله هست که آیا آنها بدن مادی را می برند یا بدن ستاره ای را؟ یعنی اگر مادرتان در اتاق را باز کند برای مثال شما در تخت هستید یا نه؟ مثلا در مورد اتفاقی که برای مایکل ولف افتاد پدر و مادرش او را دیدند که ناپدید می شد و بعد در جنگل پیدایش کردند.

 این یک اتفاق مادی است. پدر من هم این را تجربه کرده است. پدرم این عادت را دارد که نیمه شب بیدار شود و چیزی بخورد. و یک شب همانطور که برگشت نوری را در اتاق من دید که چشمک می زند و بالای سر من از من محافظت می کند. بعد احساس کرد که نور به او نگاه می کند و همانطور که در اتاق را باز می کرد نور به من نگاهی کرد و از پنجره بیرون رفت. صبح در این مورد با هم صحبت کردیم و پدرم گفت: دیشب دوستانت را دیدی؟ من گفتم بله و بعد از آن دیگر در موردش حرفی نزدیم.

هنوز هم این اتفاق می افتد؟ هنوز هم نور آبی است؟ آیا یک دریچه میان بُعدی است که باز می شود؟ و نشانه هایش چیست؟

 یک اشعه هست مثل لیزر به رنگ آبی که تمام اتمهای بدن مرا ناپدید می کند. کاری که می کند این است که تمام اتمها و ملکولهای مرا از هم جدا می کند به طوریکه می توانم از میان نور رد شوم و وارد سفینه می شوم و در آنجا دوباره به حالت اول بر می گردم.

 احساس خوبی دارد؟

احساس آزادی..باورش مشکل است.

 هیچ مشکل بدنی پیش نمی آید؟

 نه من هیچ وقت مشکلی نداشته ام و خودم را ربوده شده نمی دانم.

 بین ربوده شده و تماس گرفته شده تفاوت وجود دارد. ( تماس گرفته شده یا Contactee کسی است که با میل خود همراه موجودات غیر زمینی می رود و یا بدون اجبار به او پیامهایی القا می شود).

من می دانم و شما هم می دانی. این عمل به میل من انجام می شود.

اگر کسی هوش و توانایی پذیرفتن تماس را نداشته باشد آن را یک حمله اشغالگرانه تصور می کند و تجربه بدی است. آیا احساسی داشتید که شما بخشی از یک ماموریت هستید و اینکه با موافقت خودتان قبل از تولد انجام شده است؟

 طبق گفته آندرومدایی ها ما از خاندان سلطنتی هستیم. همه روی این سیاره هستند و این ارتباطی با جایی که روحمان در آن متولد می شود ندارد. غالبا مردم این دو را قاطی می کنند. ما از ژنتیک سلطنتی هستیم چون مخلوطی از ۲۲ تا از بهترین نژادهای کهکشانی هستیم که اینجا روی زمین فرود آمده اند و با هم زاد و ولد کرده اند در طول میلیونها میلیون سال و ما را دستکاری ژنتیکی کرده اند و بعد هم ما را رها کردند و رفتند.

 این یعنی چی؟

 بعضی از ما برگزیده شدیم که اینحا باشیم در این زمان برای اینکه بتوانیم تغییرات مثبتی ایجاد کنیم بدون دخالت مستقیم. یعنی بعضی از آنها در بدن فیزیکی روی سیاره وارد می شوند و روی کل نژاد تاثیر می گذارند.

 آیا صحبت از اشغالگری بدن است؟  ( منظور روح اشغالگر یا Walk in است)

نه

 در چه سنی اینها را می دانستید و ممکنه سنتان را بگویید؟

 من چند سالمه؟ ۴۴ سالمه و وقتی ۱۶ ساله بودم این مطالب را می دانستم. هر چیزی که قبلا فکر می کردم واقعی است در اصل واقعی نبود. در آن زمان من یک فوتبالیست خوب و یک بیسبالیست خوب بودم و صادقانه بگویم سالها طول کشید- در حقیقت تا زمان تولد پسرم نیکولاس طول کشید تا بفهمم که چکار باید بکنم. حالا تجربه دارم و یک جهان بینی غیر زمینی و به زمین نگاه می کنم و فکر می کنم اینجا یک دیوانه خانه است.

 زندانیان این جامعه را اداره می کنند. وقتی می بینم که هیچ کس خواهان دانستن نیست دیوانه می شوم. الان ۱۱ سال است که من این حرفها را زده ام و یک گروه خیلی کوچک شنیده اند. اصولا من آدم منزوی هستم و در اجتماع ظاهر نمی شوم. من اینجا نیامده ام که زمین را نجات دهم یا چیزی شبیه به آن چون اصلا در توان من نیست و انتخاب من نیست. این انتخابی شخصی است و هیچ کس هم قرار نیست که بیاید و ما را نجات دهد. نه مسیحی هست و نه کریشنایی. خدا به کسانی کمک می کند که به خودشان کمک کند.

 این موجودات واقعا شما را به سیاره و سفینه خودشان بردند؟

 اول در یک سفینه بودم. بعد به یک سفینه دیگر برده شدم و سه ماه  در آن گذراندم اما به زمان زمینی ۱۸ دقیقه گذشت چون آنها زمان ندارند.

 سفینه اش بزرگ بود؟

 ۹۰۰ مایل مربع مساحت دارد و درست در خارج از کمربند خرده سیاره ای قرار گرفته. چندین نژاد مختلف در آن هستند و در تلاش برای یافتن راهی که به ما کمک کنند بدون اینکه مزاحممان شوند و این کار سختی است. چون نمی خواهند کسی آنها را ببیند یا بپرستد.

 بخاطر دانستن این مطالب شما آدم خطرناکی به حساب می آیید؟

 به من گفته شده که ساکت باشم و اینکه این حکومت خیلی خیلی ترسیده. آنها با یک گروهی از فضاییها قراردادهایی بستند و بعد همه کنترل از دستشان خارج شد.

 این گروه چه کسانی هستند؟

 فقط یک گروه نیست بلکه یک اتحادیه هم هست.گری های زتا ۱ و زتا ۲ و سیریوسB. انسان نماها - لیرانها - دراکونیان یا همان نژاد خزندگان ( یا نزول کردگان) که از اوریون هستند از سیاران ریگل و کاپه لا. این دسته آخر هستند که اهداف منفی دارد و کنترل اوضاع را در دست دارند. آندرومدایی ها و پلیادیان به همراه گری های زتا رتیکولای منتظرند ببینند که ما چه واکنشی نشان می دهیم به عنوان یک نژاد مثبت.

گریها و نوردیک ها و ..؟

 اینها که روی زمین هستند به صورت مصنوعی ساخته شده اند. نوردیکها کلون هستند و با کامپیوتر کنترل می شوند. در اصل روح زنده ندارند. کلون ها در حدی روح دارند که می دانند وجود دارند اما وقتی بمیرند همه چیز تمام می شود. یعنی بعد از آن دیگر وجود ندارند. برای همین است که تلاش می کنند با زمینیان آمیزش کنند و روحشان را تکامل دهند.

چگالی بُعد سوم در نهایت از بین خواهد رفت و بخش اعظم آن قرار است به بُعد چهارم و تعالی وارد شود و آن بخشهایی که نمی توانند به تعالی وارد شوند یا دلشان نمی خواهد که ارتعاششان بالا رود, خودشان را جمع می کنند و از طریق یک سیاه چاله خودشان را به فضای دیگری می رسانند و دنیای دیگری تشکیل می دهند و در آن تکامل می یابند چو ن این بُعد دیگر وجود نخواهد داشت. این یک جریان طبیعی است و گویا قرار است در ۳۰ دسامبر ۲۰۱۳ اتفاق بیفتد.

پایان تقویم مایاها.

 حالا این نژادهای دیگر که روح ندارند می دانند که این اتفاق قرار است بیفتد و چون آنها روح ندارند نمی توانند وارد بعد چهار شوند و این جچش را بکنند. روح حیست؟ روح در اصل..یعنی ما رسانای نور و ابعاد متعدد آن هستیم. ما خود نور هستیم.

خب آیا آنها به ضمیر جمعی یا خدا اعتقادی دارند؟

 به نام " بودن" به آن اشاره می کنند. خدایانی که در موردشان صحبت می کنند. پسران خدا با دختران آدم ازدواج کردند و اینها غیر زمینیان بودند. یک هوش عظیمی وجود دارد ولی ما فقط از ۱۵ درصد مغزمان استفاده می کنیم. طبق گفته آنها ما فقط در همین حد می توانیم کائنات را درک کنیم در حالیکه این یک مسئله بی نهایت است و ما امکان ندارد که بتوانیم بفهمیم.

این نژادها می خواهند روح خلق کنند چون فکر می کنند که اگر با ما مخلوط شوند صاحب روح خواهند شد. دلیل اینکه خیلی به زمین علاقه دارند این است که ژنتیک ما خیلی نایاب و سلطنتی است. برای همین است که دارند ما را مجبور می کنند که عوض شویم. ما می توانیم ارتعاشات خود را انتخاب کنیم و ما واقعا شگفت آوریم!

---------------------------------------------------------------------------------------

این گفتگو وارد بررسی نژادهای بیگانگان و تاریخ زمین  و تکنولوژی های پیشرفته شد که با جزئیات در کتاب دفاع از خاک مقدس قید شده است- پائولا هریس

--------------------------------------------------------------------------------------

 

نوشته شده توسط خودم در دوشنبه چهارم آبان 1388 ساعت 15:5 | لینک ثابت |